حسن گرامي
بخشندگي جاده در افق صفر

بخشندگي جاده در افق صفر

كارشناسان ايمني راه اغلب با دو واژة «جادة بخشنده» و «افق صفر» مخاطبان خود را مورد توجه قرار مي دهند.
اين دو واژه عناصر اساسي در مباحث مربوط به ايمني راه مي باشند كه هر كدام معرّف سيستم و روشي در ايمني سازي جاده ها هستند.
صرفنظر از اينكه مفهوم ايمني راه و تعريف آن مورد توافق همة صاحبنظران حوزة راه و راهداري نمي باشد، ولي در اينكه حفاظت از جان و روان انسانها در طول راه و مسير حركتش، جامعيتي به تعريف ايمني راه مي بخشد ،ترديدي نيست. ساختار فيزيكي راه وبدنه و محيط اطراف آن با همه جزئيات و ديتل هايش به همان اندازة وسائط متحرك و نقليه در جاده و هر دو نيز به اندازة افراد استفاده كننده وحاملان خودرو داراي اهميّت مي باشند.
در يك نگرش سيستمي، پيوند هاي موجود فيمابين جاده، وسيله و انسان ارتباط معنادار و تاثيرات متقابلي بر يكديگر دارند . در اين سيستم ناظر بر منظور و منظور(جاده) بر ناظر (راننده) اثرات قابل تأثيري بر جا مي گذارند.
اگر در اين سيستم فرض بر آن باشد كه انساني سالم با وسيله اي بي نقص در جاده اي خوب در حال حركت باشد، پس دليل بي نظمي محتمل(وقوع تصادف) در آن به چه علّت است ؟ گاهي همة مفروضات نشانگر آنست كه متحرك ما با حامل خود در جاده تا انتهاي راه را به همان شكل ادامه خواهد، امّا ناگهان صداي آلارمي مفروض ما را بهم مي ريزد ، چرا و به چه علت؟
روان انسانها و مسايل روحي ناشي از محرك دروني آنان يكي از عوامل حادثه است، خستگي، خواب، آلودگي، كاهش تمركز در مغز، توهّم، تخيّل، خشم و هيجان هر يك عاملي است كه به وقوع حادثه شتاب مي بخشند.
در چنين حالتي چاره اي جز رها كردن عامل انساني كه اينك از مدار ايمن خارج شده و توجه به دو عامل ديگر (وسيله و جاده) وجود ندارد. اين لحظه ، لحظه اي است كه جاده بايد خطاي راننده را با چشم خطا پوش خود بر او ببخشايد و بخشندگي خود را به او ارزاني دارد.
بخشندگي جاده يعني اينكه جاده اولاًموجبات خطاي راننده را فراهم نسازد و ثانياً در صورت بروز اشتباه از طرف راننده، او را در بطن خود محافظت نموده و مصون از آسيب نگاه دارد.
رخداد چنين امري منوط به آن است كه جاده از امكانات و قابليت هاي بخشندگي براي خود برخوردار باشد . علايم و نشانه ها ، گارد ريل ها ،شانه هاي خاكي، زيرسازي مناسب و آسفالت و روكش خوب ، شيبها ، پيچ ها، شيارها و همه وهمه عواملي هستند كه بخشايشگري جاده را تسهيل مي كنند.
و اما اصطلاح افق صفر كه از سال 95 ميلادي در غرب مطرح شد مفهومي فراتر درموضوع ايمني دارد و اساس آن براينست كه حتي يك كشته و مجروح نيز يك عدد است كه براي خود ودر جاي خود عدد قابل تاملي محسوب شود.. اين عدد " يك" كشته يا "يك" مجروح بايد مورد توجه قرارگرفته و حذف شود تا به نقطه صفر برسد. در اين تئوري براي به صفر رساندن حوادث رانندگي ، مديريت كيفيت بايد معايب موجود در سيستم را به نقطه صفر برساند.
اهميت ايده افق صفر دراين است كه عامه مردم را به عنوان بازيگران اصلي مورد توجه خود قرار داده است . اين ايده بر آن است كه فقط زماني ميتوان به وضعيت رضايت بخش نايل شد كه تمام اهداف تامين شده باشند واين مقدور نيست مگرآنكه زيرساخت هاي اجتماعي و نگرش هاي انساني در تغيير كميت ها به كيفيت ها به ياري سيستم بشتابند. اين سيستم رابطه اي منطقي بين اعداد كاهش يافته با رضايت مندي را تعريف مي كند . از منظر ديگر مي توان گفت در اين سيستم رضايت محض بايد حاصل شود ، و وصول به رضايت محض نيز از طريق به صفر رسيدن تلفات ناشي از حوادث امكان پذير است. سيستم بايد توسط مديران كيفي خود توانايي به صفر رساندن را داشته باشد در غير اين صورت ساير عومل محدود كننده بايد با پيشروي خود در روابط سه جانبه انسان، ماشين و جاده ، سيستم را ارتقاء دهند.
به هرحال تئوريها ، روشها و رويكردهاي ايمني دهنده ناظر بر جان انسانها و روان آنهاست . همگان ميدانند كه به صفر رساندن تلفات و حوادث جاده اي امري قريب به محال مي نمايد ليكن بسا آروزهاي بشري كه در جريان تكامل جوامع لباس واقعيت به تن كرده و امروزه از بديهيات بشمار مي روند.


1389/2./12